رادمانرادمان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

تولد تولد تولدت مبارک....

پسرم زادروزت شیرین ، پرعشق و نورآفرین باد. قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم . ای زیباترین ترانه هستی بدان که شب میلادت برایم ارمغان خوبیها و زیباییهاست پس ای سرکرده خوبیها میلادت مبارک . . . منتظر عکسهای رادمان جونم باشین.       ...
10 مرداد 1391

مبل نوردی رامان کوچولو

سلام پسر گلم. این روزها بامزه ترین رادمان دنیایی. یاد گرفتی که به کمک مبل بلند بشی اونوقت تمام سعی خودتو میکنی که از مبل بالا بری البته اگه زیر پات یه بالش کوچولو باشه. وقتی هم که بالا میری  ذوق میکنی و جیغ میکشی بعد هم تند تند روی مبلا میخزی تا کسی نگیردت و سریع خودتو به گلدون بامبو م که اون سر مبل ها هست میرسونی و  بهشون دست میزنی.   خدا خیرت بده هر چی دم دستت میبینی بدو بر میداری و پرت میکنی. با توئه وروجک نمیتونیم فیلم ببینیم چون میری کنار میز تلویزیون و با دستای کوچمولوت دکمه های  دستگاه رو  میچرخونی و  فیلم قطع میشه و من و بابات مجبوریم از اول فیلم رو بذاریم.آخه از دست تو من چیکار ...
31 تير 1391

تاتی تاتی رادمان کوچولو

سلام پسر گلم.این روزا فضول ترین رادمان دنیایی. آخه همش  درحال چهار دست و پا خزیدن توی خونه هستی و  هر چی دم دستت میاد ، یا پرت میکنی یا   میذاری تو دهن کوچمولوت. وقتی دستات رو میگیرم با پاهای کوچمولوت تاتی تاتی میکنی و قدم بر میداری. هنوز نمیتونی راه بری به تنهایی اما تاتی تاتی میکنی.  مامان جون هم چند دست  بلوز  شورت ناز واست خریده که وقتی تنت میکنم ماه میشی. الهی مامان فدای فضولیات بشه.     ...
21 خرداد 1391

شیرین سخن مامان

سلام گلم. این روزا قشنگترین روزای عمرمه .از صبح تا شب باهات بازی میکنم و حرفای شیرینت منو به وجد میاره. زمانی که شارجی و به اصطلاح تمیز و سیر هستی فضولیت گل  میکنه. یه جا مگه آروم میشینی!! همش در حال خزیدن به این سمت و اون سمتی و هی به در و دیوار میخوری. همین که بیدار میشی بلا درنگ به سمت تلفن خونه میخزی و مشغول فضولی و بازی میشی. هر چی سیم پیدا میکنی ، دست میندازی و میخوای تو دهنت کنی.مدام پشت سرت در حال مراقبت هستم.  زمانیکه درازکشیدی با پاهای کوچمولوت محکم میزنی به من و ذوق میکنی و بلند بلند میگی : اته اته. وقتی من میگم آخ آخ ، محکمتر میزنی  ........ انقد این لحظات شیرینی که میخوام بخورمت. کلمات  اته ، بابا...
30 ارديبهشت 1391

رادمانم شروع به خزیدن کرد

سلام پسر گلم. رادمان کوچولوی من دقیقا در 9 ماه و 13 روزگی برای اولین بار به سمت جلو ، برای برداشت سیم شارژر موبایل با ذوق و شوق فراوان به سمت جلو خزید و بعد از برداشتن سیم بلادرنگ آن را به دهان برد. الهی قربونش برم که شده جارو برقی. عاشق سیم و کابل و شارژر و اینجور چیزاست پسر نازم. اولین خزیدنت رو بهت تبریک میگم پسر گلم. ان شا ا... همیشه سالم باشی و واسه مامانت شیرین کاری کنی.   ...
25 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به می باشد