رادمان شیرین کار
امروز میخوام یکسری از شیرین کاریهاتو اینجا بنویسم.
با هر کدوم از اینها عالمی دارم.الهی قربونت بره مامان ![]()
اول اینکه وقتی موهای مامان رو توی دستای نازت میگیر و میکشی مامن بهت میگه : پسرم موهامو ول کن زودی دست نازتو باز میکنی .فدات بشم که انقد باهوشی.
توی خواب میچرخی و نصف شب میبینم که سر و ته شدی پسرم. وقتی شیر میخوای نصف شب سرتو رو به تجهیزات شیرت ( شیشه و ...) میچرخونی و نق نق میکنی. با این کارت به مامان میگی که مه مه میخوای.
روی دستات بلند میشی و بلند بلند جیغ میکشی.
با دهن شیرینت بو بَه، بابا، دَ دَ میگی . وقتی رو دستات دمر هستی سرتو آروم میذاری روی دستم. یا سرتو میذاری رو بالش.انقد از این حرکتت خوشم میاد که نگو.
وقتی تو رو روی شکمم میذارم و باهات بازی میکنم بلند بلند میخندی .
وقتی شام میخوی دس دس میکنی.
وقتی عقب عقب میخزی و میری زیر مبل گیر میکنی و بعد جیغ میکشی که یکی به دادت برسه من وباب کلی بهت میخندیم.

وقتی گرسنه ای و مامان تنبل بهت دیرتر غذا میده با عصبانیت میگی : مَ مَ
واسه اینکه جلب توجه کنی جیغ میکشی و منم باهات جیغ میکشم (آروم) اما تو باز بلند تر داد میزنی و غش میکنی از خنده.
وقتی با چونم پشتتو قلقلک میدم بلند بلند میخندی . قشنگ ترین لحظات عمرم این وقته.
وقتی میگم بریم خونه مامان جون همچین بال بال میزنی و به سمت در اشاره میکنی که نگو... دیر هم بشه اعتراض میکنی.
همین که صدای تبلیغات تلوزیون رو میشنوی به سمت صدا بر میگردی و محو تماشا میشی.(با دهن باز)
وقتی شیر مامان رو میخوری آروم ترین و شیرین ترین بچه دنیایی. و زمان شیر خوردنت بازیگوشی میکنی.الهی فدات بشم.![]()
جدید ترین حرکتت هم حرکت شناست.زمانی میخوای به عقب بخزی شنا میری و دایی امین هم بهت تمرین میده.



رادمان شیرین کار
