رادمانرادمان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

پله نوردی رادمان فضول

1391/8/11 10:54
نویسنده : مامان رادمان
861 بازدید
اشتراک گذاری

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

سلام شیطون مامان. رفته بودیم مهمونی  که این عکسها رو گرفتم. اونجا یه لحظه آروم نداشتی . دست به همه چی میزدی. جالب اینجاست که دیدی صاحب خونه قندهاشو از کجا برداشت. ما که مشغول صحبت بودیم رفته بودی تو آشپزخونه در کابینت قند ها رو باز کرده بودی و از توی قندون قند برداشته بودی !!!!!!!    ای فضول مامان.قلب

 بعدم مدام میخواستی از پله ها بالا بری. من و بابا حریفت نشدیم.ماچکلافه

خلاصه رفتی بالا و  واسه پایینی ها دست تکون دادی و یکم جیغ و بدو بدو .... بعدم که میخواستی بیای پایین از  2 متری دراز کشیدی  . هرچی میرفتی به پله ها نمیرسیدی و نِقش رو سر من میزدی چشمکنیشخندماچ الهی قربونت  بشم منننننننننننننننننن .ماچهورا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان نازی
12 آبان 91 11:16
باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر

شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر



موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر

چشمه ‏های نور جاری شد ز دامان غدیر



عید شما هم مبارک عزیزم.راستش عید غدیر با اینکه واسه همه عیده واسه من و خانوادم تلخ ترین عیدهاست.مصادف بااین عید فرخنده و عزیز من برادرم رو از دست دادم
خدایش بیامرزد....
مامان رادمان
2 آذر 91 15:03
سلام ممنون که بهمون سر زدین.پسر نازت را ببوس
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به می باشد