یک روز عنکبوتی.....
رادمان جون مرد عنکبوتی شده....... سلام پسر عزیزم. ببخش که بعد یک غیبت طولانننننی واست پست میذارم. اما این عکسها واسه من جزء اون دسته عکسهای شیرینه. یه مدت بود که با دیدن فیلم مرد عنکبوتی توی تلویزیون عاشق این کاراکتر شدی و دنیای قشنگت با یه دوست خیالی به نام مرد عنکبوتی پر شد .از روزی (92/9/26)هم که با بابای مهربونت رفتیم و واست این لباسها رو خریدیم این روزهات قشنگ تر شد و تو واسمون یه قهرمان شدی و ..... الهی قربونت که وقتی لباسها رو واست خریدیم تا شب تنت بود و حاضر نبودی درشون بیاری و با ذوق فراوان واسه ما سخنرانی و قدرتنمایی میکردی . صداتو تغییر میدادی و با هیجان و قدرت ...
نویسنده :
مامان رادمان
23:03
کریسمس مبارک
لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند. برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . رادمان جونم تغییر فصل رو بهت تبریک میگم اینم واسه رادمان که این روزا عاشق بابانوئل و درخت کریسمس شده و مدام از مامان زهرا میخواد واسش درخت کرییییسمس بکشه. به انتخاب رادمان: ...
نویسنده :
مامان رادمان
15:55
عکسهای رادمان در شب یلدا
اجی مجی لا ترجی .... اینم عکس هندونه توپی (مثلا ) به سفارش رادمان گلم رادمان مشغول انتخاب و رفتن به سوی لب تاب.... وقت نداشت بخوره بچم زحمتش رو دایی کشید. مرسی دایی جون مهربون اینجا هم پسرم شدیدا مشغول تماشای کارتون برناردهست که باباش تازه واسش خرید رادمان بعد از رفتن مهمونا.... اینم کادوهای شب یلدای مامان زهرا واسه آقا رادمان البته پاپوشهاش رو تمام کردم اما نذاشت تو پاش عکس بگیرم منم بی حوصله ....همینو گذاشتنم ...
نویسنده :
مامان رادمان
15:30
یلدا پیشاپیش مبارک
یلداتون مبارک هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی روزهایتان پر فروغ شبهایتان ستاره باران! شب شما به شیرینی هندوانه خندتون مثل پسته و عمرتون به بلندی یلدا شب یلدا فال حافظ یادتون نره دوستان ...
نویسنده :
مامان رادمان
11:40
تولد بابا فرهاد عزیز
همسر مهربونم: یک سبد احساس را با تو قسمت می کنم در شب ميلاد تو جان نثارت می کنم عشق زیبای تو را رونق دل می کنم با تو ای زیباترین احساس بودن می کنم... ... بابا فرهاد گلم تولدت مبارک بفرما عکس دیشب تولد با با فرهاد بود.(3 آذر) مامان زهرا هم یه جشن کوچولو ترتیب داد البته با امکانات موجود در خانه آخه یهو تصمیم گرفتم واسه اینکه خاطره بشه میز بچینم. خلاصه بابا بیرون بود .منم مثل فیلم ها همه چی رو آماده کردم بعدم لامپها...
نویسنده :
مامان رادمان
0:49
رادمان باهوش من
سلام پسر گلم . امروز میخوام از شیرینکاریها ، فعالیت ها ،یادگیریهات و فضولیات بگم .چطوره ؟ البته این پست یکماهه که توی چکنویسهای وبلاگت ذخیره شده تا مامانت ویرایشش کنه .اما از اونجا که سرم شلوغ شده نتونستم آپ کنم. ببخش پسرم که دیر به دیر مطلب میذارم. اول از همه رادمان خوندن یاد گرفته پسرم هزار ما شا الله داره این هوش و زکاوتت .کلمات بابا - مامان- رادمان- و جمله بابا آب داد و چند جمله رو به راحتی میخونی و وقتی میگم اینجا چی نوشته راحت میگی چی نوشته اعداد رو تا 10 راحت میخونی و نشون میدی با دست. رادمان کلی انگلیسی بلده چشم -دست- انگشت-دندون- گربه -سگ...
نویسنده :
مامان رادمان
20:34






